گردش آخر هفته...........رفتن به کن سولقان
با باباجون قرار گذاشتیم اگه بشه و خدا بخواد تا هوا گرمه اخر هفته ها خانه نمانیم و هر هفته یه جایی بریم آن هفته از ابشار تهران شروع کردیم و این هفته هم می بینید........... هوا سرد بشه شاید زیاد فرصت پیش نیاد...... خیلی آنجا نبودیم ٢-٣ ساعت بیشتر نموندیم . به خاطر اب بازی کردن عشقمون رفته بودیم.............خیلی کیف کرد....مخصوصا جایش خوب وبد اب آروم می رفت و گو نبود و ما نمی خواست خیلی مواظب عسلک باشیم. ولی امیرسام خان بنا به علل نامعلوم علرغم ظاهر سالم ،نمی دانم چرا غــــــــــــــــــــــــــــــذا نمی خوره آن روز کلی ما رو اذیت کرد وتا فردا صبح هیچی نخورد البته این داستان چند روزیست ...
نویسنده :
نگار
12:20
عشق من ..........
هزار تکه از ماه در پهنای آبهای زمین تنها بازتاب یک ماه در وسعت آسمان است و تو بخشی از آن ماه کاملی ............. دوست دارررررررررررررررررررررررررررررررررررررم ...
نویسنده :
نگار
12:19
نصیحت های مادرانه1..........
پسر نازدونه مامانی ........ یادت باشه حرفی نزنی که به کسی بر بخوره نگاهی نکنی که دل کسی بلرزه خطی ننویسی که آزار بده کسی رو یادت باشه که روز و روزگار خوشه وتنها دل ما دل نیست ...
نویسنده :
نگار
12:16
طراحی مامانی3
لبخند
بیایید لبخند بزینیم بــــــــــــدون انتظار هیـــــــــــــچ پاسخی از دنـــــــــــیا ...
نویسنده :
نگار
8:33









