اميرساماميرسام، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

امیرسام پسرگل مامان و بابا

عشق مامانی به بابایی

اینو می نویسم چون احساس می کنم شاید ازم ناراحت باشی؟       همه می پرسند: چیست در زمزمه مبهم آب   چیست در همهمه دلکش برگ   چیست در بازی آن ابر سپید، روی این آبی آرام بلند، که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال   چیست در خلوت خاموش کبوترها چیست در کوشش بی حاصل موج چیست در خنده جام که تو چندین ساعت، مات و مبهوت به آن می نگری   نه به ابر، نه به آب، نه به برگ، نه به این آبی آرام بلند، نه به این خلوت خاموش کبوترها، نه...
25 تير 1391

سوژه های جدید3

امیرسام خیلی بچه ها رو دوست داره و از وان بشتر عاشق آب خوردن...........بچم توهم زده بود تو خونه خاله ندا یه ظرف خالی برداشته بود و یه ملاقه پلاستیکی و هی به خیال خودش اب می خورد و بقیه رو هم مجبور می کرد بخورن؟ عافیت باشه خوشگلم................یه موقع شیشه اب از دستت نیفته ها؟ این دوتا اسباب بازیها جزء اسباب بازیهای ارزان امیرسام هستن ولی این آقا پسر اینا رو بیشتر از بقیه دوست داره(آخه باباجون خیلی رو امیرسام حساسه می گه بهترین لباسارو باید واسش بخری جنسای ارزان و بد باعث حسایست پوستش می شه......در مورد اسباب بازی هاشم می گه اگه از جنس نامرغوب باشن چون می زاره تو دهنش خطرناکه...................باباجونه دیگه؟ ...
25 تير 1391

سوژه هاي جديد.2........خرابكاري تا شيرين كاري

ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم                غصه معنایی ندارد تا تو می خندی برایم   خرابكاري پسر گلم ........ديگه هيچ دكوري و وسيله تزييني تو خونه ما پيدا نمي شه......تا بريم خونه  جديدمون و دوبار همه چي بخرم.......انشاءاله ميشكنه تازه تلفني به دوستاشم اطلاع رساني مي فرمايند؟آلو..... امیرسام در حال خانه سازی ....................البته بیشتر قایم موشک بازی.....................فدای دالی  گفتنت بشه مادر الهی. . جیگر مامان در حال غذا خوردن............ عاشق کباب.............حالا هر نوعی..........
25 تير 1391

تولد یک سالگی بارسین گلی-دختر دایی امیرسام

روز تولد هر کاری کردم  زیاد نخوابید ی و قبل رفتن نشد غذا بهت بدم انجا هم خوابت  می امد، دندان  هم می خواستی درآری...................هیچ چیزی نمی خوردی  حتی شیر ،حسابی اعصابم خورد بود .....با باباجونم سر یه قضیه ای بحثم شده  بود .......خلاصه اصلا بهم خوش نگذشت ولی برعکس اوضاع امیرسام...............خیلی  رقصید و چون اولین تولدی بود که میدید بهش خوش گذشت ........ مجبور شدیم زودتر برگردیم و تاآخرش نموندیم..................به کیک نرسیدیم؟ اینم بارسین خانم گل عمه ،بقل عمو زمان جونش ...
24 تير 1391

سوژه های جدید1

آلو چی شده؟      پسرم تمام کاغذ دیواری گوشه کنار خونه رو کنده..........تو عکس معلومه.. این مدلی غذا خوردنو ندیده بودم؟ مگه چیه می خوام ببینم این ماه چقدر وزن گرفتم ؟ نمی دونم عشق مامانی چرا انقدر این کمدو دوست داره..................جا قحطه واسه اب خوردن..........اکثرا وقتی می خواد پی پی کنه هم میره تو این کمد با دستشویی اشتباه گرفته؟ اینم فنجان آب پسرم که همیشه جلوشه و داره با قاشق آب می خوره.... رو آب بخندی بچه..... نمی دونم تا از این خانه بلند شیم چیزی از این شومینه می مونه.............؟ ...
21 تير 1391

نصیحت های مادرانه2.....

  آخرای فصل پاییز یه درخت پیر و تنها تنها برگی روی شاخه ش مونده بود میون برگا یه شبی درخت به برگ گفت:کاش بمونی در کنارم آخه من میون برگا فقط تنها تو رو دارم وقتی برگ درختو می دید داره از غصه میمیره با خدا راز و نیاز کرد اونو از درخت نگیره با دلی خُرد و شکسته گفت، نذار از اون جداشم ای خدا کاری بکن که تا بهار همین جا باشم برگ، تو خلوتِ شبونه از دلش با خدا می گفت غافل از این که یه گوشه باد همه حرفاشو میشنفت باد اومد با خنده ای گفت:آخه این حرفا کدومه؟ با هجوم من رو شاخه عمر هر دو تون تمومه یه دفه باد خیلی خشمگین با یه قدرتی فراوون سیلی زد به برگ و شاخه تا بگیره...
21 تير 1391

دنیای بچه ها

        بچه ها به پنج دليل دوست داشتني اند:  1_گريه مي كنند چون گريه كليد بهشته. 2_قهركه مي كنند زود آشتي مي كنند چون كينه ندارند . 3_چيزي كه مي سازند زود خراب مي كنند چون به دنيا دلبستگي ندارند . 4_با خاك بازي مي كنند چون تكبر ندارند .  5_خوراكي كه دارند زود مي خورند و براي فردا نگه نمي دارند چون آرزوهاي دراز ندارن .   ...
21 تير 1391

گاز گرفتن(علاقه دو طرفه)

  چند روز پيش وقتي رفتم مهد كودك يكي از مامانا(مامان آيلين) صدايم كرد گفت اميرسام پسرشماست؟ گفتم  بله، چيزي شده؟ گفت: ديروز وقتي رسيديم خانه دخترم شكمشو زدبالا گفت اميرسام گازم گرفت ..............گفتم با كي تو مهد دوستي  دوستش داري گفت فقط اميرسامو دوس دارم بريم پيش اميرسام. يكي ديگه از مادرا(مامان صدرا) هميشه مي گه پسرم تو خانه همش بهانه مي گيره بريم پيش اميرسام مي خوام باهاش بازي كنم.... خدارو شكر اميرسام پسر مهربون و خونگرميه و غريبي نمي كنه زود با همه دوست مي شه و تو جمعها قاطي مي شه ............در عوض خيلي هم شيطون  و بازيگوشه ..............حالا دليله اينكه، انقدر بچه ها دوسش دارن اينه.....
19 تير 1391